قهرمان ميرزا عين السلطنه
1591
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اطاعت حاضرند و مىروند . وقت رد كردن هيچ اعتنا ندارند . كاغذ مفصلى به خط خودم به عليرضا خان نوشتم . خيلى نصيحت كردم و آخرش نوشتم رد نكنى ، انتظار چاپيدن غالب دهات گروس را داشته باش . جلوى شاهسون را ول كنيم تا قصبهء بيجار توقف نمىكنند . عبد المحمد بيك را هم بيجار فرستاديم ، بلكه انشاء الله بدون دردسر تمام كنند . تيول شدن انگوران و اورياد پسران عبد العلى خان غير مرحوم هرزگى كرده بودند جمعى را مراش « 1 » فرستادم . هرچه دزد ، دغل ، هرزه هست نايب الصدر با آنها همراهى و حمايت دارد . همين مفخم نظام از غارت گروس صد گوسفند و يك اسب برايش فرستاده بود . خلعت مجددى هم براى شكور دزد فرستاده است . حضرت و الا حكم به نفى بلدش فرموده بودند . ازبس التماس كرد و شفيع برانگيخت از تقصيرش گذشتند . بارى تيول شدن اين انگوران و اورياد لطمهء سختى به حكومت خمسه و ايل دويرن زده . بعد از وضع محل فوج و سوار و غيره تمامى را تيول حضرت و الا سالار الدوله دادهاند . تومانى يك تومان حشمت السلطان نايب اينجاها معامله كرده . از شاهسون صدمه خوردهاند . مىگويند همقسم شده و مىخواهند از تيولى خارج شوند . نوبهء غش حشمت السلطان را در اورياد محاصره كرده بودند ، پناه به امامزاده برده متحصن شده . حالا گويا باز اصلاحى شده . ايندو بلوك مداخل خوبى براى حكومت داشت . امسال ناخوشى نوبهء غش در اين دو بلوك هنگامه كرده ، حكيم و دوا هم كه نبوده . اسعد السلطنه مىگفت از اين ده ايالو چهل نفر تلف شده ، در ساير جاها خيلى زيادتر از اين است كه خرمنهاى آنها تمام تا حال باقى مانده و كوبيده نشده . اسعد نظام رفت بلكه مفخم نظام را بياورد و ما را بهزحمت نيندازد . چگورزن - كرم و اصلى - كراغلى شب دو نفر عاشق ( چگورزن ) اسعد السلطنه فرستاده بود اسمش هدايت بود . تركها « هدان » مىگويند . ديگرى پسرش بود . كمانچه و تار هم داشت . اما « چگور » را بهتر
--> ( 1 ) - مراش از دهات انگوران زنجان .